انتظار يکي از زيباترين و عميق ترين جلوه هاي روح فراري و بي آرام انسان است.
آدميزاده هر چه انسان تر ، چشم به راه تر ميشود.اين يک حقيقت زيبايي است که همواره مي درخشد.
در انتظار چه ؟ که؟
هر چه ،هر که، در انتظار "گودو". گودو کيست؟ چيست؟ بکيت ميگويد:<اگر ميدانستم ميگفتم>.
به هر حال يک منتظر در اديان اين موعود منتظر ، روشن و مشخص است.
يک منجي غيبي است و رسالتش نيز معلوم و مشخص. آنکه بايد بيايد يک «ابر مرد» است .
در تشيع موعود منتظر مهدي است و آخرين امام از سلسله امامان اثني عشر، فرزند امام حسن عسگري و رسالتش هم معلوم است.
رسالتي را که پيامبر آغاز کرد و پس از مرگش نگذاشتند علي و فرزندانشان ادامه دهند و حکومت و امامت مردم را غصب کردند.
او خواهد گرفت و ادامه خواهد داد.
بنابر اين مهدي يک امام است ، براي استقرار عدل و احياي حقيقت مي آيد.
اين يک رسالت اجتماعي ، سياسي و اعتقادي و بشري است و او خود يک بشر است اما روح منتظر انسان که همواره بي قرار غيب و فراري به ماوراء است نمي تواند تصوير بشري و رسالت اين جهاني مهدي موعود را نگاه دارد.
پس او را و کارش را در هاله اي از ماوراء واقعيت غرقه مي سازد.
ادامه مطلب














کاش می شد بار دیگر سرنوشت از سر نوشت








